تبليغاتX
انسان از عالم ذر تا دادگاه الهی
انسان از عالم ذر تا دادگاه الهی

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386-1:52 -محسن اعرابی

         احادیث و روایات درباره آخرالزمان

امير مومنان(ع): هنگامي كه مرد ها با مردها در مي آميزند و زنها با يكديگر.

. پيامبر(ص): هنگامي كه امت من نماز را ضايع كنند و از شهوات پيروي كنند.

. امير مومنان(ع): مرد را براي پوشيده نگه داشتن همسرش سرزنش مي كنند.

. پيامبر(ص): مرد ها خود را شبيه زنها و زنها خود را شبيه مرد ها مي كنند.

. پيامبر(ص): هنگامي كه زنها جامه مردان را بپوشند و پوشش حياء از آنها گرفته شود.

. پيامبر(ص): سپس زماني مي آيد كه قاريان قرآن را مي خوانند ولي از حلقومشان تجاوز نمي كند (عمل نمي شود...).

. پيامبر(ص): قرآن را طبق خواسته هاي خود توجيه مي كنند و آئين خدا را آراء خود تفسير و تحليل مي كنند.

. پيامبر(ص): ثروتمندان امت براي سياحت به مكه مي روند ومتوسطين آنها براي تجارتو فقرا براي رياء و تظاهر (افراد خالص كم اند).

. پيامبر(ص): قرآن با ني و لحن غنا خوانده مي شود، بدون آينكه به هنگام تلاوت با خوف وخشيت از پروردگار همراه باشد.

. پيامبر(ص): پس مي بيني كه گوش دادن  به قرآن براي مردم بسيار سنگين است و گوش دادن به صداهاي باطل آسسان و فرح بخش شده است.

. امير مومنان(ع): آلات  لهو و لعب در رهگذر مردم آشكارا به كار گرفته مي شود ،

مردم عبور مي كنند و كسي جرئت نمي كند از آن جلوگيري كند.

 

            نشانه هاي ظهور

 امام صادق(ع): هنگامي كه پرچم هاي سياه از خراسان به راه افتاد به سويش بشتابيد ولو با سينه خيز رفتن از روي برفها باشد.

6. امام صادق(ع): آگاه باشيد كه آنها (سپاه خراساني) ياران حضرت مهدي (عج) هستند و زمينه ي سلطنت جهاني او را  فراهم مي سازند.

7. امام باقر(ع): (سپاه خراساني) پرچمها را جز به دست حضرت صاحب مهدي (عج) نمي دهند،كشته هايشان شهيد است.

8. امام صادق(ع): قتل نفس زكيّه از نشانه هاي قطعي ظهور است.

9. پيامبر(ص): اگر سفياني را ببيني او را پليد ترين مردم مي يابي.

10. امام رضا(ع): سفياني ويك تن از بني كلب در بيت المقدس كشته مي شوند.

11. امام حسين(ع): تحقيقاً منادي آسماني به نام حضرت مهدي (عج) ندا مي كند ، هر كس كه در شرق و غرب جهان باشد آن ندا را مي شنود.

لینک ثابت |

پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386-1:35 -محسن اعرابی

عالم الست

مقدمه :

جاي هيچ گونه ترديد نيست كه سرچشمه علوم اسلامي از قرآن است ، قرآن در ميان     جامعه اي ظاهر شد كه از نظر معلومات خيلي فقير بودند بطوريكه حتي معلومات ناچيز عصر خود را هم نداشتند .

قرآن از يك طرف دعوت به تفكر و تدبر و عبادت است و انديشه هاي خفته را بيدار مي سازد و از طرفي ديگر به دست آن موضوعاتي آشكار مي شود .

در اثناي اين دنيا چيزهاي عجيب و زيبا آفريده شده كه هنوز كشف آن براي بندگان ممكن نيست شايد عالم ذر و يا الست هم همينطور باشد كه مردم تا حدودي از آن بي خبر هستند .

حال با توجه به بعضي تفاسير كه دراختيار داشتيم در مورد عالم الست يا ذر تحقيق كرده و مطالبي درباره آن را بازگو مي كنيم .

  

ذريه : به معني فرزندان كوچك و كم سن وسال است . اما اغلب به همه فرزندان گفته مي شود .

سوره اعراف آيه ي 172 :

وَ إذْ أَخَذَ رَبُكَّ مِن بَنيِ آدَمَ مِن ظُهُوِرهِم ذُرّيتَهُمْ وأَشْهَدَهُم عَلَي أَنفُسِهِمْ أَلَستُ بِرَبِّكُم قَالوا بَلي شَهِدْنا أَن تتُوُلوا يَومَ القِيَمَهِ إنَّا كنّا عَن هَذا غَفِلينَ .

« وبه ياد آور زماني كه پروردگارت از پشت بني آدم ذريّه آنان را بر گرفت و آنان را گواه بر خودشان ساخت ( و فرمود ) : آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند : چرا ، ما گواهي داديم ( كه تو پروردگار مايي ) ( اين اقرار گرفتن از ذريه ي آدم براي آن بود كه ) تا در روز قيامت   نگويند : ما از اين غافل بوديم .

پيام 1 : خداوند توحيد را در فطرت و سرشت انسانها قرار داده است .( اَشهد هم علي أَنفُسَهُم )

پيام 2 : ميثاق فطرت وخداجويي ، براي اتمام حجت بر بندگان است .(أن تقولوايوم القيامه ... )

پيام 3 : انسانها در عمق وجود خويش ، حس خداگرايي را مي جويند ، چون در عالم ذره به آن اعتراف كرده اند .

سوره ي اعراف آيه ي 173 و 174          أَو تَقوُلوُا إِنَّها أََشْرَكَ اباؤُنَا مِن قَبْلُ و كُنَّاذُرِيَّهَ مِّن بَعدِهِم أَنتُهلِكُنَا بِما فَعَلَ المُبطِلوُنَ(173) وَكَذلِكَ نُفَصِّلُل الأَيَتِ و لَعَلَّهُم يَرجِعُونَ (174 )

« ( آن سؤال و جواب را از ذريه ي آدم كرديم ) تا نگوئيد : پدران ما از قبل ، مشرك بودند و ما نيزفرزندان ازپس آنان بوديم ( و ناچار ، راهشان را ادامه داديم ) آيا ما را به خاطر عملكرد اهل باطل ، مجازات و هلاك مي كني ؟ »

و ما اينگونه آيات خويش را روشن مي كنيم ( تا بدانند نور توحيد ، از آغاز درسرشت آنان بوده است ) و شايد يه سوي خداوند ( و فطرت پاك توحيدي ) برگردند .

پيام ها :

1-                           فطرت خداشناسي ، براي اتمام حجت از سوي خداوند است و چراغ فطرت قدرت نور افشاني بر ظلمات محيط را دارد .

2-                           جامعه و محيط ، انسان را مجبور نمي كند ( أو تَقوُلوُا )

3-                           تقليد در اصول دين جايز نيست . ( أَشرك آباءُ نا )

4-                           گناه و انحراف خود را به دوش ديگران نيفكنيد . (أَشرك آباءُ نا )

5-                           اطاعت و احترام نيكان ، تا حدي است كه انسان را به شرك نكشند ( ذريّه من بعدهم )

6-                            شرك ، انسان را به ياوه كاري و هلاكت مي كشاند . ( تهلكنا مبطلون )

7-                           آيات الهي، براي توجه دادن انسانها به ميثاق فطرت وسرشت توحيدي است.( لعلهم يرجعون)

 اعتقاد به وجود چنين جهاني در واقع مستلزم قبول يك نوع تناسخ است زيرا مطابق اين تفسير بايد پذيرفت كه روح انسان قبل از تولد فعلي او يك بار ديگر در اين جهان گام گذارده است . و پس از طي دوراني كوتاه و يا طولاني از اين جهان بازگشته است ، و به اين ترتيب بسياري از اشكالات تناسخ متوجه آن خواهد شد .

ولي اگر تفسير دوم آيه 172را بپذيريم هيچيك از اين ايرادها متوجه نخواهد شد زيرا سؤال و جواب و پيمان مزبور يك پيمان فطري بوده است كه الان هم هر كس در درون جان خود آثار آنرا مي يابد و حتي طبق تحقيقات روانشناسان اخيراً حس مذهبي يكي از احساسات اصيل روان ناخودآگاه انساني است ، و همين حس است كه بشر را در طول تاريخ به سوي خداشناسي رهنمون بوده و با وجود اين فطرت هيچگاه نمي تواند به اين عذر كه پدران ما بت پرست بودند توسل جويد . « فطره الله التي فطر الناس عليها » (روم – 30 )

پيمان الست

چگونگي پيمان گرفتن خدا از بني آدم در آيه بيان شده است كه طبق روايات ، پس از خلقت آدم همه فرزندان او به صورت ذرات ريز و باشعور از پشت او بيرون آمده ، مورد خطاب و سؤال الهي قرار گرفتند و به ربوبيت خدا اعتراف كردند . آنها داراي عقل شعور كافي براي شنيدن سخن و پاسخ بودند در اين هنگام از طرف خداوند به آنها خطاب شد ( الستُ بِرَّبِكُم ) سپس همه به صلب و گل آدم برگشتند تا به تدريج و به طور طبيعي به اين جهان بيايند و اين عالم را عالم ذر و آن پيمان را پيمان الست و عالم الست مي گويند بنابراين پيمان مذبوريك پيمان تشريعي به قرارداد خود آگاه ميان انسانها و پروردگار شان بوده است . شايد هم مراد از عالم ذر ، همان عالم استعدادها و پيمان فطرت و تكوين باشد . يعني هنگام خروج فرزندان آدم به صورت نطفه از صلب پدران به رحم مادران كه ذراتي بيش نيستند ، خداوند استعداد و فطرت توحيدي و حقجويي را در سرشت آنها مي نهد و اين سر الهي به صورت يك حس دروني در نهاد و فطرت همه ما به صورت وديعت نهاده مي شود و در مورد پذيرش امانت الهي نيز بايد گفت : كه اين پذيرش قراردادي و تشريفاتي نبوده بلكه پذيرشي است تكويني بر حسب عالم استعداد در عقل و خردشان ، خدا باوري به صورت يك حقيقت خود آگاه نقش مي بندد . خداوند به زبان خلقت از آنان سؤال كرده ، آنان با همين زبان ، پاسخ داده اند . بنابراين همه ي افراد بشر داراي روح توحيدند و سؤالي كه خداوند از آنها كرده به زبان تكوين و آفرينش است و پاسخي كه آنها داده اند نيز به همين زبان اينگونه تعبير ها در گفتگوهاي روزانه نيز كم نيست مثلاً مي گوئيم : « رنگ رخساره خبر مي دهد از سر درون » يا مي گوئيم : « چشمان به هم ريخته او مي گويد ديشب به خواب نرفته است . »

يك روايت :

وقتي به اشياء نظر افكنيم و نظر خود را به طور مجرد و خالص به اين جهت افكنيم كه موجودات صنع و فعل محض خدا هستند و از او منفك و منفصل نمي باشند كه نظر حق واقع همين است . خواهيم ديد كه در تمامي موجودات جز تسليم در برابر خدا و خضوع در برابر اراده ي او و كوچكي و ذلت در برابر كبريائي او و وابستگي به رحمت و و امور ربوبيت او و ايمان به وحدانيت او و هر چه كه بر رسولان خود فرستاده و ديني كه برايشان نازل ساخته و ... جز اينها چيز ديگري وجود ندارد .

و اگر عالم مادي را اصل قرار داده و چيز هاي ديگر را بدان قياس كنيم اين وجودات كه از آن نام برديم با مقايسه ي وجودات عالم مادي « ظل » ( سايه ) اند ، شي هستند و شي نيستند . بناي آيات نيز همين است ( هو الا صل و اشخص الذي له الظل ) زيرا غرض آيات اين است كه ثابت كند تكليف به توحيد تكليفي است چاره ناپذير و روز قيامت در مورد آن پرسش خواهد شد . ولي اگر حجت خدا را اصل بگيريم و اين عالم مادي را با موجودات مادي اي كه دارد با آن مقايسه كنيم كه اين نيز نظر حقيقي است اين عالم ظل است و جهت خدا يا ( رب متعال ) اصل و داراي ظل است كه اين آيه اشاره به آن دارد ( كل شيء هالك الاوجَههُ ) يعني همه چيز غير از وجه خدا نابود خواهد شد و اين آيه نيز اشاره دارد  ( كل من عليها فان و يبقي وجه ربك ) يعني هر چه بر عرصه زندگي است فاني است و تنها وجه پروردگار باقي مي ماند . عياشي از ابو بصير از حضرت صادق ذيل آيه ( فما كانو اليؤمنوا ) روايت كرده كه فرموده : خدا رسولان را بسوي خلق فرستاد در حاليكه خلايق در صلب مردان و در رحم زنان بودند . هر كس در آن حال تصديق كرد بعداً هم تصديق كرد و هر كس در آن حال تكذيب كرد بعداً نيز تكذيب كرد . ظاهر اين روايت اين است كه انبياء وابستگي به نطفه هايي داشته كه در صلبها و رحم ها قرار دارد و اين نطفه ها زنده و عاقل و مكلفند ولي همانطور كه در سخنان مربوط به آيه ي ذر گفتيم چنين چيزي را ضرورت رد مي كند . مگر آنكه بگوييم مراد اين است كه عالم ذر چون غير زماني است محيط به اين عالم مادي تدريجي زماني است . و در اين صورت وجود « ذري » وابسته به زماني درون زمان ديگر نيست و علاوه اين محل براي روايت بعيد است . ظاهر اين روايت اين است كه عالم در محكوم زمان است چون از صلب پدران و رحم مادران سخن مي گويد . در حاليكه عالم ذر بدين معني لازمه اش اين است كه نطفه ها عقل و تكليف داشته باشند كه بطلان آن ضروري است مگر آنكه بگوييم مراد همان عالم ذر غير زماني است ولي اين عمل براي تصحيح روايت عمل بعيدي است .

حسن ختام :

حديثي از پيغمبر اكرم ( ص ) كه درباره ي قرآن مي گويد : قرآن ستارگان درخشاني دارد و برفراز اين ستارگان ، ستارگان ديگري است ، شگفتي هايش پايان نمي گيرد و عجايبش كهنه نمي شود و چراغهاي هدايت و منزل گاههاي حكمت و دانش در آن است .

با اين همه تفاسير مي توان در يافت كه ميل به خدا جويي و سعادت طلبي در فطرت هر انساني گواه روشني بر وجود خالق يكتاست و آن خدايي است كه هيچ چيز را بيهوده نيافريده و مدركي مهم و غير قابل انكار ( عالم الست ) را با هدف گرفتن دليلي براي اثبات حقانيت و موجوديت خود آفريده است             

لینک ثابت |

پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386-1:8 -محسن اعرابی

عالم قيامت (معاد)

القارِعَةُ * ما القارِعَةُ * وَما أدْراك َ ما القارِعَةُ * يَوْمَ يَكُونُ النّاسُ كَالفَراشِ المَبْثُوثِ * وَتَكُونُ الجِبالُ كَالعِهْنِ المَنْفُوشِ * فَأَمّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ * فَهُوَ فِى عِـيشَة راضِـيَة * وَأَمّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ * فَأُمُّهُ هاوِيَهٌ * وَما أَدْراك َ ما هِـيَهْ * نارٌ حامِـيَةٌ ;(2)

آن حادثه كوبنده، چه كوبنده عظيمى است. تو نمى دانى كه كوبنده چيست، روزى است كه مردم چون ملخ فرارى روى هم مى ريزند و كوه ها چون پشم رنگارنگ زده شده مى گردد ـ از هول آن روز مانند پشم زده متلاشى گردند ـ. امّا كسى كه اعمال اش نزد خدا داراى ارزش باشد، او در عيش رضايت خواهد بود. و امّا آن كه اعمال اش وزنى و ارزشى نداشته باشد، او در آغوش و دهن هاويه  (قعر  جهنّم) خواهد بود. و تو مى دانى هاويه چيست؟ آتشى است سوزنده.

آخرين مرحله از مراحل ششگانه انسان معاد يا روز رستاخيز است. پس عوالم ششگانه كه از عالم ذرّ شروع مى شود و به معاد ختم مى گردد، يك سير جسمى و روحى تكامل و تعالى انسان را به مرحله نمايش مى گذارد و معاد نتيجه اين تكامل است. و خداوند در روز رستاخيز به نتيجه اصلى خالقيّت دست مى يابد كه آيا اين بنده واقعاً آن « أَحْـسَنُ الخالِقِـينَ »(3) است و

يا نه يك چيز بيهوده و عبث مى باشد. « خَلَـقْناكُمْ عَـبَثاً »(1) و يا يك كارخانه نجاست ساز است. چون از حيث آفرينش اگر انسان را از نطفه تا عظاماً بررسى كنيم، يك سير الى اللّهى كه فقط لطف خداوند شامل حال آن تكامل جسمى و معنوى مى باشد بوده است. ولى بعد از آن كه نوزاد انسان به دنيا آمد، رشد مى كند، جوان مى شود، چون پير شده مى ميرد و از ولادت تا مرگ اش هم يك تكامل جسمى مادى است، روش زندگى يكسان تكرار مى شود. شب و روز، روز و شب مى شود، انسان مى خورد، مى آشامد، مى خوابد، مدفوع دارد، به خواسته هاى خويش مى رسد. آيا غير از اين زندگى يكسان چيز ديگرى وجود ندارد؟ آيا مى توان باور كرد، هدف از آفرينش انسان همين است و بس؟! پذيرفتن اين معنى برابر است با اين كه بگوييم انسان، به عنوان يك كارخانه نجاست ساز آفريده شده و همه اين شگفتى ها و زيبايى ها، بيهوده و بى فايده مى باشد; « أَفَحَسِـبْتُمْ أَنَّما خَلَـقْناكُمْ عَـبَثاً وَأَنـَّكُمْ إِلَيْنا لا تُـرْجَعُونَ ;(2) آيا مى پنداريد شما را بيهوده آفريدم و به سوى ما باز نخواهيد گشت.» در صورتى كه در سوره ديگر مى فرمايد: « فَإِذا جاءَتِ الصّاخَّـةُّ * يَوْمَ يَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخِـيهِ * وَأُمِّـهِ وَأبِيهِ * وَصاحِـبَتِهِ وَبَنِـيهِ * لِكُلِّ امْرِىء مِنْهُمْ يَوْمَئِذ شَأْنٌ يُغْنِـيهِ ;(3) پس چون بانگ قيامت ـ صيحه اسرافيل ـ برآيد، روزى كه هر كسى از برادرش بگريزد و حتى از مادر و پدرش فرار كند. و از زن و فرزندش گريزان باشد و هر يك از شما آن چنان گرفتار كار خود است كه به ديگرى نپردازد.»

حضرت رضا (عليه السلام) فرمود:

إن اوحش ما يقوم على هذا الخلق في ثلاث مواطن:

يوم يلد و يخرج من بطن امّه فيرى الدنيا، و يوم يموت فيعاين الآخرة و اهلها، و يوم يبعث حيّاً، فيرى احكاماً لم يرها فى دار الدنيا و قد سلم الله على يحيى فى هذه المواطن...; (4)

موحّش ترين موقع براى اين مخلوق، سه وقت است:

يكى، آن روز كه از مادر متولد مى شود و دنيا را مى بيند. و ديگر روزى كه مى ميرد و اوضاع آخرت را مشاهده مى كند. و سوّم روزى است كه زنده، از قبر برانگيخته مى شود و با مقررّات و احكامى مواجه مى گردد كه آنها را در دنيا نديده است.

لینک ثابت |

پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386-1:1 -محسن اعرابی

واقعه عجيب در عالم برزخ

علامه طباطبائى ـ صاحب تفسير الميزان  ـ نقل كرد: استاد ما عارف برجسته حاج ميرزا على آقا قاضى مى گفت: در نجف اشرف در نزديكى منزل ما، مادر و دخترى اَفَنْدى مذهب ـ سنى هاى دوست دار عثمان ـ زندگى مى كردند، مادر آن دختر فوت نمود و دختر در مرگ مادر بسيار ضجّه و گريه كرد. و جداً ناراحت بود و با تشييع كنندگان تا كنار قبر مادرش آمد و آن قدر گريه و ناله كرد كه همه حاضران به گريه افتادند.

هنگامى كه جنازه مادر را در ميان قبر گذاشتند، دختر فرياد مى زد: من از مادرم جدا نمى شوم. هر چه خواستند او را آرام كنند، مفيد واقع نشد. ديدند، اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جان اش به خطر بيفتد سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر در كنار جسد بى جان مادر در قبر بماند، ولى روى قبر را از خاك انباشته نكنند، و فقط روى قبر را با تخته اى بپوشانند و دريچه اى هم بگذارند تا دختر نميرد و هر وقت خواست از آن دريچه بيرون آيد.

دختر در شب اوّل قبر كنار مادر خوابيد، فردا اقوام و خويشان آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببينند بر سر دختر چه آمده است. ديدند تمام موهاى سرش همانند برف سفيد شده است. پرسيدند چرا اين طور شده اى؟

در پاسخ گفت: شب كنار جنازه مادرم در قبر خوابيدم، ناگاه ديدم دو نفر از فرشتگان آمدند و دو طرف ايستادند. و يك شخص محترم هم آمد و وسط ايستاد. آن دو فرشته مشغول سؤال از عقايد مادرم شدند و او جواب داد. سؤال از توحيد شد، جواب درست داد. سؤال از نبوّت نمودند، جواب درست داد كه پيامبر من محمدبن عبداللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) است. تا اين كه پرسيدند: امام تو كيست؟ آن مرد محترم كه در وسط ايستاده بود گفت:

«لَسْتُ لَهَا بِامام ; من امام او نيستم.» آن مرد محترم امام على (عليه السلام) بود، در اين هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند كه آتش آن به سوى آسمان زبانه مى كشيد. من بر اثر وحشت و ترس زياد به اين وضع افتادم.

مرحوم قاضى (رحمه الله) فرمود: چون تمام طايفه آن دختر در مذهب اهل تسنّن بودند، تحت تأثير اين واقعه قرار گرفتند و شيعه شدند. زيرا اين واقعه با مذهب تشيّع تطبيق مى كرد و خود آن دختر جلوتر از همه آنها به مذهب تشيّع اعتقاد پيدا كرد.(2)

لینک ثابت |

پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386-0:43 -محسن اعرابی

گفتگوي شيطان و فرعون

روايت شده كه شيطان، به درگاه فرعون آمد، و در را كوبيد، فرعون گفت: كوبنده در كيست؟ شيطان گفت: اگر خدا بودى، مى‌فهميدى چه كسى در را مى‌كوبد، فرعون گفت: اى ملعون داخل شو، شيطان گفت: ملعونى بر ملعونى وارد مى‌شود، پس داخل شد، فرعون به او گفت: چرا بر آدم سجده نكردى تا رانده درگاه خدا و مورد لعن خدا واقع نشوى؟ در جواب گفت چون مانند تو در صلب آدم بود، فرعون به او گفت: آيا بدتر از من و از خودت بر روى زمين سراغ دارى؟ شيطان در جواب گفت: انسان حسود از من و از تو بدتر است. چون حسد عمل نيك انسان را مى‌خورد، همچنان كه آتش هيزم را مى‌خورد و مى‌سوزاند.   

لینک ثابت |

منتظران

پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386-0:1 -محسن اعرابی

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

پیش از آنکه این شش تا حادثه رخ بدهد بطرف مرگ سبقت جویی.

1-      حکومت احمقانه

2-      زیاد شدن فرومایگان

3-      خرید و فروش دستور و قضاوت

4-      قتل نفس را کاری عادی پنداشتن

5-      عدم رعایت صله رحم

6-      رواج خواندن و گوش کردن قرآن بصورت آوازه خوانی.

--------------------------------------------

اذیت مرگ

 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اذیت مرگ باندازه اذیت سیصد زخم شمشیر به بدن است.

-------------------------------------------------

گودال قبر
  رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

قبر یا باغی است از باغهای بهشت است یا گودالی از گودالهای دوزخ. ای مردم! با انجام دادن اعمال نیک قبر خود را باغی از بهشت بسازید و با ارتکاب اعمال بد قبر خود را چاهی از دوزخ نسازید.

--------------------------------------------

یاد مرگ

 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

هرکس در یک شبانه روز بیست بار مرگ را بخاطر بیاورد می تواند داخل صف شهیدان راه خدا بشود.

 

 دریکی از روایات آمده است: وقتی دو سوم شب می گذشت رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمودند: ((ای مردم! خدا را یاد کنید، خدا را بخاطر بیاورید زیرا نزدیک است صوراسرافیل بصدا درآید و زلزله قیامت رخ دهد و مرگ هر شخص با همه بدبختیهای خود نزدیکتر بشود.

--------------------------------------------

لینک ثابت |

احادیث و روایات درباره آخرالزمان

شنبه بیست و ششم خرداد 1386-1:47 -محسن اعرابی

 

۱. امير مومنان(ع): پشتها سنگين شود و حوادث پياپي واقع شود.

۲. امير مومنان(ع): او (حضرت قائم( عج)) هنگامي ظاهر مي شود كه حقيقتها كم اجر    ودنباله روها از نابخردان پيروي كنند.    

۳. امير مومنان(ع): عربها دچار اختلاف شوند اشتياق به ظهور افزون شود.

۴. امير مومنان(ع): عفاف و خويشتن داري از جامعه رخت بربندد و ... و شيطان بر همگان چيره شود.

۵. امير مومنان(ع): زنها فرمانروايي كنند، حوادث جانكاه و كمرشكني روي مي دهد.

۶. امير مومنان(ع): شكافنده ها بشكافند و پيش بتازند ،تيز پروازان حمله كنند.

۷. امير مومنان(ع): غراق را فتح كنند و هر نوع اختلافي را با خونريزي پاسخ دهند.

۸. پيامبر(ص): براي مردم روزگاري ميرسد كه تنها همّ وغمّشان شكم آنها و شرف آنها تجمّلات زندگي و قبله ي آنها زنهايشان مي گردد.

۹. پيامبر(ص): دين و آئين آنها درهم ودينارشان مي باشد، آنها بدترين خلايق هستند براي آنها نزد خدا ارج و مقامي نيست.

۱۰. پيامبر(ص): هنگامي كه روابط نامشروع شيوع پيدا مي كند زلزله زياد مي شود.

======================================

از مولا علی (ع) سوال شد که میان حق و باطل چه اندازه است ؟ امام (ع) فرمودند : چهار انگشت. امام (ع) دست خود را میان گوش و چشمانش گذاشت و فرمود : هرچه را با چشم دیدی درست است و هرچه را به گوش شنیدی بیشترش نادرست است و دروغ است.   خصال الصدوق جلد 1 صفحه ۲۲۰

---------------------------------------------------------

حضرت محمد (ص) : هرکه صبح کند و به امور مسلمین همت نگمارد مسلمان نیست. ( شرح : هرکه صبح کند و به فکر راه انداختن کار مسلمانان و کمک کردن به مسلمانان نباشد مسلمان نیست )  اصول کافی جلد 3 صفحه ۲۳۸

--------------------------------------------------------

به امام رضا (ع) گفته شد : چگونه صبح کردی ؟ امام (ع) فرمود : صبح کردم در حالی که عمرم کوتاه شده . کردارم ضبط شده . مرگ ( چون طوقی ) بر گردنمان افتاده . آتش را پشت سر داریم و نمی دانیم با ما چگونه عمل خواهد شد.  بحارالانوار جلد 78 صفحه ۳۳۹

 

======================================

 

دنیا مزرعه آخرت
رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

" دنیا مزرعه آخرت است " .

در سوره مبارکه بنی اسرائیل می‏فرماید :

" اگر کسانی نظر کوتاه داشته باشند و همت کم و سعادت خود را در همین‏ امور زودگذر و موقت بدانند و تنها این امور را بخواهند ، ما هم در فراهم‏ ساختن آنچه آنها می‏خواهند تعجیل می‏کنیم و به آنها می‏دهیم ، و اگر کسانی‏ نظر بلند و همت عالی داشته باشند و سعادت خود را محدود نکنند و آخرت و عاقبت را نیز بخواهند و برای آن عمل کنند باز هم همان مطلوب و همان‏ مقصود را به آنها می‏دهیم . ما همه را کمک می‏کنیم و مدد می‏رسانیم ، هم این دسته و هم آن دسته‏ را ، عطا و بخشش پروردگار تو هرگز از هیچ موجودی قطع و بریده نمی‏شود ، فیض پروردگار ، عام و شامل است و هر موجودی را در راه خودش و مطابق‏ استعدادی که دارد پرورش می‏دهد و تکمیل می‏کند .

کلمه " رب " که در این آیه کریمه آمده است به معنای پروردگار و پرورش‏دهنده است .

بعد از آنکه می‏فرماید :

" هر کسی در هر راهی که گام‏ بر دارد و هر مقصدی را که جستجو کند ما به او مدد می‏رسانیم و فیض خود را از او دریغ نمی‏داریم "

می‏فرماید :

" به موجب اینکه ما رب عالم و پروردگار عالم هستیم و به حکم اینکه پرورش دهنده موجودات هستیم و یکی‏ از شئون ما ربوبیت و پرورش دادن است هر دو دسته را در راه خود تقویت‏ و تکمیل می‏کنیم و پرورش می‏دهیم " .

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.

www.mahsasaeid.blogfa.com Color
The #1 place for JavaScripts